کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

درون ذهن گاهی کلماتی میاد که لازمه
نوشته بشه
گفته بشه
درمیون گذاشته بشه
کمترین کمکی
که
بهت میکنه
اینه که آرومت کنه ...

پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۳۰ فروردين ۹۷، ۱۱:۰۷ - ستاره خوشبختی
    کاش
پیوندها

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

لحظه ای
کنار من بنشین
کمی با من حرف بزن ...
خدا میگوید!
اما بنده
میرود به دنبال
گناه ...

  • صالحون

خدای محرم ، خودت به داد زندگیِ دنیایی ما برس ...

 

  • صالحون

شاید علت قبولی توبه اش این بود
که خدا تنها کسی بود
که او را درک می کرد...

  • صالحون

رهایی از آتش فقط به دست شماست ...
ای مولای من
خدای من
از سر تقصیرات ما بگذر ...

  • صالحون

خدا خوبم ، امشب هم ...
مثل سال های قبل
آمدیم بگوییم
سبحانک یا لا اله الا انت ...
خودت برسان نجات دهنده را ...

  • صالحون

خدایا ...
توی این ماه
تشنگی ام رو به خودت زیاد کن نه به آب ...
پ ن :
راستی تا حالا تشنه خدا شدی؟

  • صالحون

مردم در حال استماع کلام خدا
ایشان در مسجد
در حال فرستادن پیامک...!
بعد خواندن قرآن
بلند بلند از جمعیت تقاضای دعا هم داشت!

  • صالحون

خدیا ...
روزم شب می شود بدون اینکه تو را بیشتر بشناسم!
و این یعنی روزگار بر من عادی شده...
کمی خودت را به من نشان ده ...

  • صالحون

تو جلسه مذهبی نشسته بودیم
داشت به بغل دستی خودش می گفت:
"بیا دعا کنیم تا خدا ما رو ببینه..."
غافل بود از اینکه خدا لحظه ای چشم از ما بر نمیداره ...
پی نوشت :

خدایا ...
نکنه روزی نگاه تو را
فراموش کنم!

  • صالحون

ساعت ها ، دقیقه ها ، ثانیه ها

با تو ...

لحظه ای هم که باشد

لذتش بیش از سال ها بدون تو بودن ، است

همیشه کنارم بمان ای آرامش شبهای من ...

پی نوشت : 

خدایا دوست دارم ، واسه هر چی بهم دادی...

  • صالحون

برنده این انتخاب نه من بودم و نه تو
هر دوی ما بودیم!
آن هم با اکثریت آرا
قبول شدیم
چون "ما" بودن را انتخاب کردیم
و ما ، ما شدیم ... چون به خدا توکل کردیم
و خوب فهمیدیم با توکل به خدای بزرگ ...
می توان بهترین تصمیم ها را گرفت!
روزهای خوب داره میاد ، صبر کن ...

 

  • صالحون

نه نیاز است حرف هایت را ضبط کنم!
نه چاپ!
همین که در دلم ثبت می شوند ..
برای روز دادگاه
کافیست...
دادگاهی که قاضی اش

خداست ...
پس هر چیزی را بر زبان نیاور ...

  • صالحون

هنگامی که قلمم از تو می نویسد
احساسم بر این است که
در قایقی کاغذی
روی رودخانه ای صاف و زلال به سمت
خدا حرکت می کنم...
همسر من می شود در کشور قلبم؟
...
وقتی مسافر تو باشی و ناخدا من ...
حتما مقصدمان بهشت خواهد بود..
حتی اگر قابقمان غرق شود...

 

  • صالحون

چند لحظه پیش...
پا روی سکو گذاشتم
باران لحظه ای حالم را پرسید
یک آن زیر پاهایم سر خورد
خدایا...
به کدامین گناه به من تلنگر زدی...
میدانم کمی بد شدم..
اما تو که خوبی..

  • صالحون

امشب... چقدر
دلم هوای نوشتن دارد
اما چکنم ک دستانم توانی برای از تو سرودن ندارند!
وقتی دل و دست با هم همراه نشوند ..
پایی برای ایستادن نمی ماند ..
خدایا دست و دل و پایی برای ماندن بده ...

  • صالحون

فرشته های خدا را می شناسی؟
فرشته مرگ مسئول کاری...
فرشته روزی وظیفه خود ..
فرشته ...
و فرشتۀ عشق
مامور قبض روح دل است!
فرشته عشق این روزها چقدر زیاد به من سر میزند!

  • صالحون