کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

درون ذهن گاهی کلماتی میاد که لازمه
نوشته بشه
گفته بشه
درمیون گذاشته بشه
کمترین کمکی
که
بهت میکنه
اینه که آرومت کنه ...

مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دل» ثبت شده است

شب به امید دیدن تو
برایم روشن است
اما چه فایده
نمی بینمت!
وقتی دلم تاریک است ...

  • صالحون

ای کاش من هم
راهی کربلا می شدم ...
آنوقت می نوشتم :
رفیق ... رفتنی شدم
هر چه دارم گذاشتم
و تنها دلم را با خود میبرم ...

  • صالحون

چطور میتوان
از خورشید
انتظار تابیدن داشت
وقتی 
آسمان را ابر فرا گرفته ؟
پ.ن:
ابرها را پس بزن شب های قدر ...

  • صالحون

نمی شود که نمی شود!
مگر می شود او را ندید وقتی همه جا از او پر شده؟
اصلا من خود را به نخواستن بزنم ...
چشم هایم را وادار به ندیدن کنم ...
دل را چه کنم؟!
تو بگو راهی هست؟!

  • صالحون

از عجایب
دوست داشتن های زمینی
میتونه این باشه که :
"همان کسی آرامت می کند که دلت را بدرد آورده ..."

 

  • صالحون

بیا
و کمی به حالم فکری کن!
یک روز در هفته فقط تو را می بینم ..
و بعد آن ...
هر روز دلتنگ تر می شوم ...
راستی ...
این را میدانستی که
دل بستن به تو ...
عین دل بستن به خداست ..
پس خداگونه باش
لطفا

  • صالحون

روزهای اول اسمش بود
گِل ...!
کم کم که اسم تو
به میان آمد
صدایش کردند...
دِل ....!

  • صالحون

دل من هم ...
همیشه برای نوشتن از تو
می تپد ..
انگشت هایم را که نگو!
از دلم پیشی میگیرند...
نمی بینی مگر ؟

  • صالحون

این روزها به من می گویند...
چرا اینقدر بی ربط می نویسی؟
آری...
من که میدانم...
بی ربط نوشتن
برای تو طعم خاصی دارد!
دیگران را ولشان کن!
آنان چه می دانند از من و تو!
از بی ربط عاشق شدن!
بی ربط دل بستن!
و به خصوص
بی ربط نوشتن....!

  • صالحون

گلستان دلم
از روزی که تو رهایش کنی می شود بیایان!
توجه ات به من مثل قحطی است!
هرچند سال یک بار!
من توجه تو را می خواهم حالا در بهشت یا جهنم
فرقی نمی کند!
فقط من را بین...

  • صالحون