کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

درون ذهن گاهی کلماتی میاد که لازمه
نوشته بشه
گفته بشه
درمیون گذاشته بشه
کمترین کمکی
که
بهت میکنه
اینه که آرومت کنه ...

مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

۷ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

بی خود نبود که این روزها کم تر نوشتم ...
گمانم کلمات ذهنم در هیئت عزای تو جا مانده بودند
یا حسین ع

  • صالحون

هر چه سعی کرد بین روضه
خبری از اشک نبود ...
راستی!
پرحرفی های لهو و بیهوده
قبل روضه
برای چه بود...؟!

 

  • صالحون

آقای من ...
پاییز است
درست!
اما
محرم ، بهار نوکری من است ...

  • صالحون

خدایا ...
ظهر عاشورا حتی از سنگ هم خون جاری شد ...
چه بلایی سر چشم هایم آمده این روز ها ...

 

  • صالحون

بعضی فصل ها خاص هستند ...
مثلا پاییز ...
سالگرد آشنایی من
با برگ درختی
که
فقط مدتی کوتاه
کنارم ماند ...

  • صالحون

شاید علت قبولی توبه اش این بود
که خدا تنها کسی بود
که او را درک می کرد...

  • صالحون

روز خوبی بود
همین که
تو از من دلگیر شدی
شب شد!

  • صالحون