کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

کـلمه های پر از هیجان ذهـن مـن

کلمات من

درون ذهن گاهی کلماتی میاد که لازمه
نوشته بشه
گفته بشه
درمیون گذاشته بشه
کمترین کمکی
که
بهت میکنه
اینه که آرومت کنه ...

مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوشتن» ثبت شده است

نوشتم :
امشب برای من یک جمله بنویسید ...
آمد
خواند
لبخندی زد و... رفت!

  • صالحون

گناه ، گاهی رزق نوشتن و از آدم می گیره ...
دیگه
چه برسه به زندگی کردن...!

  • صالحون

شرمنده که این روزها خیلی کم وقت می کنم برای تو بنویسم!
اما خودت که میدانی
هر روز که می گذرد بیشتر تو را دوست می دارم ...

 

  • صالحون

نشد بنویسم برای بعضی مناسبات!
اما آن ها برای من نوشتد ...
سر .. نوشتم را!
چه نوشتند برایم ... نمیدانم ..

  • صالحون

گاهی اینقدر حالت بد میشه
که ترجیح میدی براش اینطور بنویسی:
چیز زیادی از تو نمی خواهم
فقط همان که هستی بمان!
تغییر همیشه هم خوب نیست!
 

  • صالحون

این شب ها
اینقدر مشغول
با تو بودن شدم
که

دلنوشت
نه نه ..
کارهای روزمره ام را فراموش کردم ..
آخر هر طرف را می نگرم تو را می بینم...
حتی خودکار توی جیبم هرازگاهی به قلبم ضربه میزند
که ای ... قلب!
مرا پرت کن روی کاغذ و چند خطی بگذار تا برقصم ...
چه کنم با این قلم بی حیا ...
این روزها بد اخلاق شده است ...
قصد دارد پلیس! را به مملکت قلبم بکشاند با این کارهایش...
عجب ها ..

 

  • صالحون